X
تبلیغات
رایتل
جمعه 24 آبان 1392
توسط: طهورا

مایل به تو

 

 

چهل گیس بافته را ...تدبیر درسحرگاهی ست، یگانه. 

 

مایل به تو  

             دانه دانه، زنجیرهایی که قلبم را گره زده باز می کنم... 

 

فقط نوای بلبل خرما...لابه لای نقطه چین های لکنتم ...آواز می خواند. 

 

صدایش را دوست دارم ...و لبخند یار را... 






نظرات (17)
مریم
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 11:59
لکنت گرفته واژه هایمـ...
من تاب ندارم واژه هایمـ...
این دل اگر شیدا شده
از بحر نگاه واژه هایت
بگذار لال بمانم عمه
پاسخ:
از دل شیدایت ...تا یک سجده ی طولانی...سجاده آماده است...

لال چرا؟!
امتیاز: 0 0
تنفس
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 18:29
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه
مهرم نور
دشت سجاده من.
....................................
سلام
هفته گذشته در یکی از ایستگاههای مترو فروشگاهی را دیدم که پر از ظروف و گلدانهای آبی رنگی بود که شما و سهباجان علاقه مندید مدتی به یاد شما توقف کردم و آن روز را مرور کردم ......
پاسخ:
سلام مهربان خوشرنگ

هفته پیش دلم آبی شد! ...وای سهبا جان باید یکبار دیگر به مترو برویم ...بدنبال این ظروف فیروزه ای...

مرورم که می کنی ...همه یاد توست ...خاطرات لحظه هایی با تو .
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 21:23
ژولیده ام و شانه ام لای ترمه نگاهت گیر کرده است
وقت قرار گذشته
ساعتم لای آوازت اگر گم شود ....
پاسخ:
آفرین براین پرواز...
پرنیان نقره گون... روی شانه هایتان...دیدنیست...آوازتان از بلندای آن ...شنیدنیست.
سلام برادرزاده
امتیاز: 1 0
...
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 22:48
چه وبلاگ آرامش بخشی دارید.
پاسخ:
خب اسم شما هم آرامش دارد(نقطه چین)
نشانی از پاییز دارید...
امتیاز: 0 0
دانیال
شنبه 25 آبان 1392 ساعت 08:26
محبوب کتبی من ، کاش بفهمی که قلم یادگار نبیّ امّی ماست !

قلمت را دوست دارم و صدایت را
پاسخ:
زبان دادی...صدایت کنم...بینایی دادی...بصیرت یابم اشک دادی ...شفا دادی...دل دادی...قلم به یادگار از نبی دادی...

من با این همه یادگاری ...با این همه امانت ...چه کنم ؟؟

به قول برادرزاده دانیال "قلمت را دوست دارم و صدایت را"امّا باز می گویم قلمت در دستانم که می رسد ...می لرزد...امانت سنگینیست.
امتیاز: 0 0
منیژه
شنبه 25 آبان 1392 ساعت 09:44
من وضو با تپش پنجره ها میگیرم...
فدای دلِ مهربانت عمه جانم...
پاسخ:
باران سراغ پنجره دل عمه آمده امروز!

خدا نکنه
امتیاز: 0 0
سهبا
شنبه 25 آبان 1392 ساعت 22:01
دوش مرغی به صبح می نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
...
مرغ تسبیح خوان و من .... خاموش ....

سلام عمه جانم....
پاسخ:
میگم خانوم نقطه چین ها رو با شکلک مناسب پر نکردی ها!

درباره مرغ تسبیح خوان وشما:
.........
سلام آبی کم پیدا
امتیاز: 0 0
سهبا
شنبه 25 آبان 1392 ساعت 22:34
آبی کم پیدا ؟ به گمانم نیازمند به مترو شده ام عمه جانم ! یا آن سرای زیبای نزدیک خانه مهربان عمه !!!

چقدر دلتنگ تنفس عزیزم هستم و چقدر شادم به حضور برادر بزرگوارم , هبوط ...
پاسخ:
بزودی ...
آن سرا هم دلتنگ ماست حتماً.رنگ مورد علاقه خانوم تنفس را هم دارد.

امیدوارم بزودی نفس بکشیم در محضر خانوم تنفس ...درددل آبانم زیاد شده ها
امتیاز: 0 0
سهبا
شنبه 25 آبان 1392 ساعت 23:02
پس کو این کامنت دوم سهبای همیشه دلتنگ ؟
پاسخ:
همین جاست خب. عینکونو بدید من ؟
امتیاز: 0 0
تنفس
یکشنبه 26 آبان 1392 ساعت 10:11
سلام عمه مهربان
چه بگویم از اینهمه دقت و توجه ...رنگ مورد علاقه تنفس!
پس لازم شده که بنده هم حضوریابم در آن سرا !
عزاداریها قبول .
پاسخ:
قدمتان روی چشمان ما ...ولی خب به فیروزه ای نمی رسد ها!!!

سلام برادرزاده جان.عزاداری شما هم قبول
امتیاز: 0 0
سهبا
یکشنبه 26 آبان 1392 ساعت 22:51
سلامی دوباره به صاحب مهربان سرا و سرایی که معطر شده به عطر نفس های دوست .
پاسخ:
علیک سلام بر دل بیقرارت...به خانوم معطر گفتم درددل آبانم زیاد شده ...موافقی ؟
امتیاز: 0 0
سهبا
یکشنبه 26 آبان 1392 ساعت 22:54
چهل گیس بافته را ...
سحرگاهی یگانه ...
دانه دانه زنجیر دل ...
آواز بلبل عاشق و
نوای فراق یار ....

ای امان از دست عمه طهورایی که این قلم را مدتهاست از ما دریغ کرده اند ! به که شکایت کنیم ؟
پاسخ:
قلم؟کدوم قلم؟!
دلی دارم مشتاق دوست ...اما کوچک و ناچیز ...فدای دوست.
امتیاز: 1 0
منیژه
دوشنبه 27 آبان 1392 ساعت 14:14
چرا عزیز جانم؟؟؟
آسمانِ دلت صاف و آفتابی مهربانم.
پاسخ:
چی چرا؟!

با پاییز چه می کنی ؟
ممنونم.
امتیاز: 0 0
سهبا
دوشنبه 27 آبان 1392 ساعت 21:29
کدوم قلم ؟ همون قلم که توی دست دلتان است ! و چه زیبایند هر دویشان ...
سلام عمه جانم ...
پاسخ:
زیبایی روح دوستان را می نویسد!

علیک سلام
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
دوشنبه 27 آبان 1392 ساعت 22:37
چهچه آواز تسبیح، چهل گیس خاتونی می شود در ترمه ماه....

سلام مهربان عمه
لایک به نظر ابجی سهبا
پاسخ:
و خوش به حال آسمانی که تن می شوید در این مهتاب...

آوازتان به جان نشست!
سلام برادرزاده کرشمه سخن
امتیاز: 1 0
مریم
سه‌شنبه 28 آبان 1392 ساعت 01:22
از زحم دل تا اربعین نگاهت
فقط دو رکعت نماز عشق فاصله است
من تمام این فاصله را با سر دویده ام
تو دریاب مرا

یعنی میشه اربعین همه مون وسط بین الحرمین همدیگه رو ببینیم؟
پاسخ:
آرزو دارم یکبار هم شده دو رکعت عاشقانه نصیبم شود ...محال است!

وسط بین الحرمین ...روز اربعین ...غوغاست ...جای دیگری قرار بذار ...
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ساعت 01:59

سلام.......باجی مهربون..........

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب، من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت،
با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)
پاسخ:


ممنونم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد