X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 3 آذر 1392
توسط: طهورا

دوستان تو



تو وسایل آقای خونه سه تا دفترچه هست که من تا حالا لحظه های دلنشینی رو با اونا داشتم،دفترخاطراتشونه همراه با دوبیتی هایی که برای دوستانشون سرودند.

اون موقع ها هفده ،هیجده سالشون بوده مثل الان کامپیوتر و فتوشاپ...نبوده امّا صفحه ها رو با کار دست طراحی کردن یا برای عکسی طرحی کشیدن ...مثه یه وبلاگ می مونه ...عنوان داره ...آرشیو داره ...دسته بندی داره ...پیوند داره !(پیوندش منم) ...تو قسمت نظراتشم ...تا حالا فقط من بودم ...امّاحالا شما هم باشید.


+راستی آقای خونه به این دفترا خیلی حساسن ...اگه بیان خونه و ببینن این دفترا روی میز و زمین و این ور و اونورن ...

فوراً میگن:خانم این دفترا خراب میشنا...منم میگم:خب دارم می خونمشون دیگه

تصمیم گرفتم ازشون عکس بگیرم بذارم این جا که اگه یه روز خراب شدن ،عکسشونو به آقای خونه نشون بدم ...

++قرار شده خانم تنفس وبلاگشونو راه بندازن.اونوقت من به جای نظر خودم تو کامنتاشون از این دوبیتی ها استفاده کنم.

+++یه غزل هم (اغراق آمیز) درباره من سرودن ...شاید یه بار براتون بذارمش...






راستی تو اولین و آخرین دیدارمون با استاد قهرمان عزیز...آقای خونه یکی از این شعر ها رو برای ایشون خوندن و استاد تو یکی ازبیت ها راهنمایی کردند ...یادشون بخیر 

این یکی از این دوبیتی ها:


تو را دیدم بسان یک کبوتر

به نرمی در فضا پر می گشودی

سوار باره ی معراج بودی

شراب نور را سر می کشیدی


تو را دیدم،تو رادرهیاتی سرخ

درون هودجی از نور بودی

ملائک هم رکابان تو بودند

ولی افسوس از من دور بودی...

(حمید.ع)



نظرات (26)
مریم
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 13:41
س... سل... سلام
لکنت گرفته ام از اینهمه مهربانی
اینهمه عشق
اینهمه زیبایی
بگذارید تخم کبوتر بخورم
شاید زبانم درست شد
پاسخ:
سلام مریمی ...لکنت چرا ؟ از عصبانیت آقای خونه ترسیدی؟
امتیاز: 0 0
دانیال
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 13:51
این واژه ها همه پر طاووس است ...
پاسخ:
مثل پری که قلم نوشتن شماست...

زیارت قبول
امتیاز: 2 0
سهبا
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 19:04
به به ! میگم هنر و خوشنویسی در خانواده شما ارثی ست ؟ حالا شما از همسری به ارث برده اید یا ایشان از شما ؟ خدایی خیلی با حوصله و تمیز و مرتب و زیباست این دفترها ! واللا به سلیقه آقایونا نمیخوره اینهمه حوصله و ...( آیکون یک سهبای ترسیده و فراری !)
پاسخ:
ارث؟!
البته خط ایشون خوبه ولی خوشنویسی های دفترچه شون ،خط یکی از دوستانشونه
واللا ...البته الان دیگه ...شبیه من شدن(نترس )
امتیاز: 1 0
سهبا
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 19:05
یاد آن روز دور و دیر بخیر ... همه با هم سر یک میز در کنار استاد همیشه قهرمانم ...
عمه ، خیلی دلتنگم !
پاسخ:
یادش بخیر ...هر وقت یاد اونروز می افتم ... بیشتر دلتنگ می شم.
یادش بخیر خودشیرینی کردم و به استاد گفتم: استاد این آقای خونه فقط یه غزل تا حالا درباره من گفته ...
استاد با شوخ طبعی گفتند:خب برای این که بازم غزل بگن ،باید دوباره تجدید فراش کنند...
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 21:31

سلام داداش جونم شادم که یه ابجیم بهش رسیدیدههههههههه

من نوکره همه اقایون همسران دوست هستم

واقعا شعر زیباااااااا شماااااابدلم نشست فقط دعا می کنم خدا شمارو برای ابچیم وبچه ها حفظ بفرماااااااااااا امین یارب العالمین از طرف داداش بی سودههههههههههههه..
وبه بقیه دوستان دعاکنند کسالت دارم

تو را دیدم بسان یک کبوتر

به نرمی در فضا پر می گشودی

سوار باره ی معراج بودی

شراب نور را سر می کشیدی


تو را دیدم،تو رادرهیاتی سرخ

درون هودجی از نور بودی

ملائک هم رکابان تو بودند

ولی افسوس از من دور بودی...

(حمید.ع)
پاسخ:
سلام داداش ،امیدوارم هر چه زودتر ازتون رفع کسالت بشه.
اینهمه کادو و مهربونی به آقای خونه .
کادو هاش برای من
ممنونم
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 22:13
خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گنهکار شدم
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟
بازم تقدیم اقای داداش ح........تا شعرهای منو اروم کند یاحسین/ع/
پاسخ:
با شعر شهیدان هم
آواشدی و رفتی
گلبانگ اناالحق را
گویا شدی و رفتی
از وادی سینایت
جویا شدی و رفتی
از جمله قتیل عشق
یحیی شدی و رفتی
....(حمید.ع)
بازم ممنون .
امتیاز: 0 0
سهبا
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 22:28
سلام خدمت اعمه طهورای عزیز و دایی سلامت خودم . شبتون بخیر.
پاسخ:
سلام سهبا جان ،اونوقت الان احترام گذاشتید این الف رو کنارعمه گذاشتید یا عصا برام آوردید؟
امتیاز: 0 0
سهبا
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 22:42

خو الان حسابی خجالت کشیدم ! ببخشید دیگه از دستم در رفت ! چشمام داره دوتایکی می بینه خب عمه !
پاسخ:
شبتون خوش
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
یکشنبه 3 آذر 1392 ساعت 23:13
سلام
حاضر

به خدا صبح چند خطی اینجا سرو صدا کردم
پاسخ:
سلام و همیشه حضورتان حاضر است در دل ...
ولی اینجا هیچ سر و صدایی ثبت نشده !
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 10:37
https://fbcdn-sphotos-f-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash3/p480x480/1471737_239870139510964_2052522107_n.jpg

این هم عکس بازکنید ببنی..سلطان صبررررررر

این مطلب آتیشم زد...

ما کجا و اونا کجا ؟؟؟؟

پاسخ:
باز نشد چرا؟!
امتیاز: 1 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 11:06
شهر غم

در خم کوچه های این شهر
غربتی بسیار مانده
آسمانش آبیست
اما
رنگ خون روی زمینش
هنوز بر جای مانده
در پشت پنحره هایش
نگاهها افسرده است
گوشه چشم کودکی
قطره اشکی خشک
هنوز بر جا مانده
در فراسوی دلهاشان
سالاری بوذه
نمی دانم چرا ؟ او در کربلا
بی سر , تنها مانده
خورشید شهرسان گرم می تابد
اما سردی قلبشان
هنوز هم مانده
حدایا , این چه درد جانکاهیست
که ردپایش , سالیان دراز
هنوز هم
در قلبها مانده
پاسخ:
سلام برادرم ...شعرش مایوس کننده ست ...شعرهای حماسی برای شهیدان ...دلچسب تر است ...گرم می کند ما را
امتیاز: 0 0
تنفس
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 12:05
تو را دیدم بسان یک کبوتر
به نرمی در فضا پر می گشودی...
به به ، به به ، به این همه ذوق و سلیقه جناب همسر .
سلام عمه جان .ممنون از کار زیبایت .
اون موقع ها اینهمه فتو شاپ و وسایل تزیینی که نبود همه (هنرمندا) خودشون هنر نمایی میکردند.
................
قابل توجه حمایتگران آبانی ها !
پاسخ:
خب درمورد + + ها منتظریم ها ...لطفا.

ای بابا به اون شکلک هم توجه می کردید خب...آبانی ها
امتیاز: 1 0
مریم
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 12:14
دوباره سلام
آقای خونه وقتی نگاه مهربون شما رو می بینه ناخودآگاه مهربون میشه
هر چند با این هنرشون معلومه ذاتاً مهربونن
به به چه خانوادۀ هنرمندی
آدم حض میکنه بخدا
ما شدید منتظر اون شعریم که عاشق برای معشوق سروده
ای جانم
چ شود؟؟؟
پاسخ:
این که صد البته ...قابل توجه خانم تنفس ...
اون شعر...باشه ...شاید برای ماه ربیع الاول گذاشتم ...اما با سانسور...
سلام و ممنونم .
امتیاز: 0 0
ر
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 15:26
سلام
بسیار عالی چقدر خوش ذوق
چه نقاشی های خوش نقشی!
.--------
صبح چندین بار کامنت نوشتم اما ارسال نمیشد
دلیلش را نمیدانم!
الآن با گوشی ارسال کردم
پاسخ:
سلام استادعزیز
ممنون
نقش محبّت است ...که زیباست!
امتیاز: 0 0
ر
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 15:30
یادش به خیر
دفترچه های آنروزها
من هم یکی داشتم ولی اصلا به پای این هنروری های حمیدآقا نمیرسد
تبریک به این همه سلیقه و ذوق
پاسخ:
وتبریک به دفتر دل شما...این همه مهر ...

راستی درباره شعر نفرمودید؟

از من هیچکی تشکر نکنه ها ؟این همه سلیقه دارم اینا رو سالم نگه داشتم
امتیاز: 0 0
reyhaneh
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 18:44
وای چه عالی . . .

عمه از کتاب استاتیکشون هم عکس بزارین

این دفتر خاطره ها خیلی خوبه
پاسخ:
مثل شعرای انتخابی شما...
کتاب استاتیکشون

بخاطر اسم زیبایت این چند بیت شعرآقای خونه که برا دوستش شهیدافشین گفته رو تقدیم دل مهربونت می کنم:

صف بسته ملک دیدم
با شاخه "گل ریحان "
دیدم که برفت افشین
با جمع ملک خندان...
امتیاز: 0 0
ر
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 20:27
دست بانوی باانضباط خانه هم درد نکند
شعرها هم زیباست
آنقدر ذوق دفترخاطرات به دل نشست که شعر دل فراموش شد
چشم یکی دو تغییر کوچک را میگویم که البته چندان مهم نیست مثلا؛
تورادیدم که مثل یک کبوتر ...
پاسخ:
...
ممنون ...مثل اندیشه ی شما

چشم ... بهشون می گم.
ممنونم استاد ِجان
امتیاز: 2 0
ر
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 20:29
شراب نور را سرکشیدن خیلی عالی و زیباست
پاسخ:
خوش به حالشون ...منم دلم می خواد.
امیدوارم قسمتمون بشه ...شراب نور...
امتیاز: 2 0
reyhaneh
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 20:30
کلی خجالت و عرق شرم و اینا ....
پاسخ:
معطّر که باشی ...همینه دیگه.

حتّی کباب و ریحان هم...خوبه .
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 22:53
http://ashegh-hmp.mihanblog.com
/
سلام شیت بخیرررررررر ابجی طهوراااااااااااااااا عکس از وبلاک بردارید یاعلی
پاسخ:
به روی چشم
امتیاز: 0 0
تنفس
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 23:21
سلام عمه جان
شبت بخیر.
اولا که شما خیلی مهربونی اینو همه ی دوستان میدونند .
دوما این سلیقه ی شماست که اینها رو هم خوب نگهداری کردید و هم به مضامینش اهمیت دادید که تو وبلاگتون ازش استفاده کردید.
سوما شنیدی میگن هر کی گوشو دوست داره گوشواره رو هم دوست داره
پاسخ:
خب هر کی ندونه من و سهبا خانوم که می دونیم شما طرفدار آبانی ها هستید
امتیاز: 0 0
تنفس
دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت 23:31
راستی به کدوم شکلک؟!

پاسخ:
فکر کنم همه شو با هم ...باید فکر کنم ...یا شاید تو اینا موجود نباشه ها
امتیاز: 0 0
دختران باباعطا
سه‌شنبه 5 آذر 1392 ساعت 22:04
سلام خواهر عزیزم
ماشاءالله به این همه زیبایی و هنر
ماشاءالله به این قلم عارفانه
ماشاءالله به این زوج آسمانی و با معرفت
واقعا لذت بردم
لطفا از حاج آقاتون اجازه بگیرید تا دختر باباعطا هم نوشته های قشنگش رو از نزدیک ببینه
لینکتون کردم در وبلاگ باباعطا
پاسخ:
سلام دختر عزیز بابا عطا...سلام خواهر عزیزم ...اصلا نه...برادرزاده عزیزم
ماشاءالله به اراده مصمم شمابه زینت بودن برای بهترین پدر ...
سلام
قدم رنجه کردید
چشم ...حتما در اولین فرصت ...
ممنونم .
این شعر تقدیم بابا عطا:
آن زاهد شب زنده دار،سوی خدا رفت
آن مرز دین را پاسدار،ازبین ما رفت
سید عطا آن رعنا جوان،آن مه لقا رفت
او رفت ،صفا رفت و وفا ،دل بیقرارم
(حمید.ع)
امتیاز: 0 0
سعیده
چهارشنبه 6 آذر 1392 ساعت 08:29
وای خدا من چقدر ذوق کرده باشم خوبه؟؟؟؟

نمی دونستم وبلاگ دارین عمه طهورای نازنین
کلا الان خیلی خیلی خوشحال شدم هم به خاطر اینکه اینجا می نویسید و هم به خاطر اینکه گفتین "قرار شد خانم تنفس وبلاگشون رو راه بندازن"

تبریک تبریک با تاخیر

داشت سلام یادم می رفت،سلام
پاسخ:
سلام نازدونه خانم ...به به ...
قبولیتون مبارک

ان شاالله که می نویسند ...من که خیلی منتظرم .

ممنون ممنون ممنون
امتیاز: 0 0
reyhaneh
پنج‌شنبه 7 آذر 1392 ساعت 15:16
عمه میان وبم...باید باشید
پاسخ:
اومدم :(
نفرین بر سنگِ زخم...
امتیاز: 0 0
منیژه
دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت 11:35
چه جناب همسر با سلیقه ای!!! به به...وااای عمه یاد اون شب افتادم. رونمایی از کتاب استاد...جناب همسر هم تشریف داشتند.
خداوند روح استاد رو قرین رحمت کنه. چه شب به یاد موندی بود اون شب...یک دفعه دلم براتون پر کشید...واسه تو...واسه نرگس...واسه استاد...
پاسخ:
ممنون ...
خیلی شب خوبی بود ...ممنونم از نرگس عزیزم ...از این که تو رو دیدم و استاد عزیز رو...حیف که استاد رفتند...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد