X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 آذر 1392
توسط: طهورا

متولّدِ مهربانی تو


آنروز که کوچه پراز برگهای زرد و نارنجی بود

                       تو مرا با دنیایی ازاحساس به خانه آوردی

بوسه می زنم بر دستانت ...مادرم!

                بوسه می زنم برقلم...وقتی از قلب

                                                     برای تومی نویسد...

 به رنگ محبّت برای دلت می نویسم...

                که من پرازاحساس درآن غوطه ور بودم...

                                           پرازاحساس رّد خدا...

                                                    ومهر تو...مادرم!

             هر پاییز شروعی برای زندگی ...عشق...ومهربانی ست.


+همیشه این روز حس غریبی دارم!

++خوبی ماه شمسی و قمری اینه که تولدمون با تمام مناسبت های ماه قمری یکی میشه اونوقت انشاءالله خیر و برکت اون ماه نصیبمون بشه.

این دست خط مادرمه تو دفتر خاطراتم، وقتی من یه دختر دبیرستانی بودم!



برادرزاده ها و دوستان عزیز ٬وزن مهربونی هاتون روی شونه های احساسم سنگینی می کنه....

مهربونا چون ماه صفرِ...حرف های زیبای دلتون رو بنویسید ...ولی تبریک نگید .

نظرات (22)
تنفس
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 13:41
ای بابا ، یه دفعه میخواستیم سورپرایز کنیم اونم نشد ! همه چیز لو رفت !
...............
سلام طهورای خوبیها
مادر واژه حضور همه ی خوبیها و نیکوییهاست . خدا نگه دار مادرت باشد که ذکر خیرش را قبل از اینها شنیده بودم .
مادرهای بزرگ میتونند انسانهای بزرگ تربیت کنند که غیورانه بجنگند و دفاع کنند .
بزرگترین نعمت خداوند هستی است . شاکر این نعمتش هستیم
عمرت طولانی و با برکت باد .
پاسخ:
نمک پرورده تون هستیم خانوم.

خداوند مادر عزیزشما رارحمت کنندو مهمان خانم حضرت فاطمه اطهر (سلام الله علیها)باشند.
ممنونم .
امتیاز: 0 0
مریم
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 13:48
18/9/68
وقتی من فقط دو سال داشتم شما دختری دبیرستانی و نازنینی بودین که مهر مادر داشت در دل دفترتان ثبت میشد
نمیدونم چرا عمه... اما بغض داشتم با خووندن این پستتون
خدا مادر مهربونتون رو حفظ کنه
خوش به حالشون که کربلا رو دیدن
ایشالله حج قسمتشون بشه
پاسخ:
اون موقع که شما به سیب زمینی میگفتی دیب دمینی من بهترین سالهای عمرم رو می گذروندم...یادش بخیر .
خب حج هم رفتن ...انشاالله دوباره قسمتشون بشه ...البته با من
ممنونم از لطفت مریم جانم
امتیاز: 0 0
مریم
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 13:51
دختر عزیزم ...
حالا چرا جای اسمت خالیه دختر عزیزش؟؟؟
پاسخ:
مهم اینه که دختر عزیزشون بودم!
امتیاز: 0 0
فریناز
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 13:56
شما وبلاگ زدین و نگفتین عمه؟
پاسخ:
از بس زیبا می نویسی روم نشد بگم منم می نویسم خب!

خوش اومدی فرینازم
امتیاز: 0 0
مریم
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 14:48
دیب دمینی
ایول... مامانم میگه دیر زبون گرفتم
پس نمی تونستم بگم دیب دمینی...

فرینازیِ منم اینجاس... ای جانم
توی خونه عمه مون بهت سلام میکنم خانوم اصفهانی
پاسخ:

خونه خودتونه
امتیاز: 0 0
سعیده
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 16:14
سلاااااااااااام
حال شما؟
ای جانم....تولد عمه طهورای عزیزمون م ب ا ر ک
خب نمیشه تبریک نگم

ایشاالله هزاران سال عمر کنید و سایه ی مادر مهربونتون هم مستدام باشه..

با آرزوی بهترین ها
پاسخ:
سلام سعیده جانم

سعادت تو آرزوی منه ...
هزار سال عمر خیلی زیاده! ...بجاش می گم هزاران بار ممنونم .
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 16:16
حضرت رسول اکرم (ص)

الجنات تحت اقدام الامهات ........

بهشت ها زیر پای مادرها..
خوش بحال مادرها شهدان معزز

مطالب ابجیم همه زیبااااااااا
من کم میاورم.چون همسرشان گرامی شاعر هم هستن /یاعلی مدد
پاسخ:
سلام داداش

زیبایی همه از آن دل با صفای شماست.

ممنونم ممنون
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 16:18
باسلام وعزت احترام.........

قابل توجه دوستان عزیزپرسپولیساااااااا وعیره ..دعوت به تماشای فیلم (بخشی از زندگی جانباز موسی سلامت عاشق همت )جمعه 22 آذر ساعت 13 سینما فلسطین وافع در خیابان ایت الله طالقانی بعداز میدان فلسطین نرسیده به چهاراه ولیعصر(ع)/یاغلی مدد

https://fbcdn-sphotos-h-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn2/1460187_243942419103736_521037629_n.jpg
پاسخ:
ان شاءالله .حتما
باید دیدنی باشه
امتیاز: 0 0
سهبا
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 18:28
خب اگه تبریک نگیم ، پس چطوری تبریک بگیم ؟ حالا کیک و شیرینی نمیخوایم ازتون ، ولی دیگه نمیشه تبریک نگفت که عمه !
خداوند نگهدار شما و مادر بزرگوارتون باشه و انشاله سایه شما دو مادر بر سر فرزندانتان به سلامتی و سربلندی سالهای سال برقرار باشد .
خوشحالم که هستید عمه جانم.
پاسخ:
مهربونی های شما همه برام مبارکِ ...تبریکِ ...زبون تشکرم قاصرِ..
ممنونم مهربونم .

راستی عکس بالای پست همون عکسی که اون روز انداختم .
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 22:08
سلام عمه خوب قصه ها

تولتون نیک...
پاسخ:
سلام برادرزاده عطرآگین سخن

کدوم قصه؟

تشکّر ...
امتیاز: 0 0
سهبا
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 22:34
مرسی عمه جان . خیلی خوشگله عکستون .
پاسخ:
آسمون خوشگله البته ...ممنونم سهبای دل
امتیاز: 0 0
دختران باباعطا
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 22:46
چه زیبا روزی است
روزی که خداوند تو را به زمین هدیه داد
پاسخ:
سخن که می گویی ...محبّت ز جا برمی خیزد ...به احترام کلامت...

به زمین هبوط کردم تا عروج عرشیان را به تماشا بنشینم ...و صبر زیباترین ریحانه ها را...

ممنونم برادرزاده جان
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 22:56
یاسلام
قابل توجه دوستان عزیز پرسپولیساااااا
وغیره ..دعوت به تماشای فیلم پولیس پولیس (بخشی از زندگی جانباز موسی سلامت عاشق همت )
جمعه 22 آذر ساعت 13 سینما فلسطن سالن 2 واقع در خیابان ایت الله طالقانی بعداز میدان فلسطین
نرسیده به چهاراه ولیعصر(ع)/با حضور خود دلم شاد کنید به دیگران اطلاع یدهید/ یاعلی مدد
ابجی اگهی بدید وبما کمک کنید من بشما وافای ح اراتمندم ویژه دارم پس یه پست اگهی و تبلیغات برنید واجرکم علی الله

https://fbcdn-sphotos-h-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn2/p480x480/960075_244041155760529_1246746_n.jpg
پاسخ:
چشم برادر
قابل توجه برادرزاده ها و دوستان عزیز ...اونوقت داداش اون موقع ظهر دوستان بیان از راههای دور و نزدیک ...ناهار مهمون شما هستند دیگه؟
ما ناهار و چیپس و تنقلات هم می خوایم ...ها
امتیاز: 0 0
ری حانه
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 23:07
شربت توت سیاه است آنچه بر لب ریخته
تشنه‌ها را تشنه تر کرده لبالب ریخته

میرعماد امشب چلیپایی به رقص آورده یا
گیسویی بر شانه لختی مورب ریخته؟

جان فدای خالقی که در دهان کوچکت
چند مروارید غلتان مرتب ریخته

خالقی که چشم هایت را پدید آورده و
قطره ای از آن میان کاسه شب ریخته

من اتاقم را همین دیشب مرتب کردم و
اسمت آمد ... گوشه گوشه یاس و کوکب ریخته
شعر از: حامد عسکری


عمه جون خیلی خیلی مبارک باشه
پاسخ:
همین الان داشتم می فرستادم دنبالت ها ... خوب شد خودت اومدی ...
جای خالی شعرهایت ...و عطر بوی ریحانت خالی بود خب !

ممنونم.
راستی اسم عزیزتون چرا دوقسمتی شده ...ری حانه ...؟
امتیاز: 0 0
ری حانه
یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت 23:33
عمه فصل امتحانا شده

دوستان ری حان صدام میکنن بر وزن ری را

منم ری را خیلی دوست دارم خو
پاسخ:
موفق باشی ریحانه جان...
ولی ما همون ریحانه می نویسیمت بر وزن گل
منم تو رو خیلی دوست دارم خب
امتیاز: 0 0
دانیال
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 08:12
بوی کیک و یک دل کباب ...
افسوس که عاشقی همه نوشیدنیست !
پاسخ:
از کیک که بگذریم ...بوی سوختنی میاد یعنی؟!(دل کباب...یا دلِ کباب)

هر چه می خواهی ...در پیاله موجود است !

ممنونم
امتیاز: 0 0
زهرا
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 09:32
حالا که این همه
دور ایستاده ای
به من رحم کن...
رو به روی باد بایست
بگذار باد پاییزی
عطر تو را
به خانه بیاورد
پستچی های اینجا
عادت ندارند عطرها را
به در خانه بیاورند...

علیرضا اسفندیاری

http://s5.picofile.com/file/8103331284/abi.jpg
سلام عمه طهورای عزیز
پاسخ:
وای چرا پستچی ها عادت ندارند ...توشیراز یعنی اینطوریه؟ای وای ببخشیدا ...آقای شاعر گفتنه اند

عکس فوق العاده ست ...بی نظیر تکثیرش کنم یکی هم به سهبا بدم ؟
سلام نازنین زهراممنونم.
امتیاز: 0 0
زهرا
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 10:13
مگه نمیدونید شیرازیا حوصلشون نمیشه
عکس یه هدیه کوچولو واسه شماست اختیارش با خودتون هست آبجی سهبا هم که آبجی خودمه
پاسخ:

خیلی بزرگِ ... از تو زهرای نازنینم از همه برادرزاده هام ممنونم ...
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 17:18
سلام ابحی من عیاورم بودجه ندارم شما دوستان که مهمانی نهارکنم حتی پول یه چوپ اب نباتی ندارد ابجی یادت باشه هاااااااااااااااااا منو شرمندم کردم ودوستان از تماشا فیلم من منصرف کردی به داداش ح شکایت میکنم
تازه خواهر زاده س وبب از دست شما عصبانیههههههههههه

پاسخ:
ناهار؟تنقلات؟...اینا چیه ؟ کی می خواد؟

نه داداش دوستان اگه بتونن میان خب ...باید فیلم زیبایی باشه

کی از دست من عصبانی؟چرا؟
امتیاز: 0 0
سهبا
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 20:51
اوه اوه ! چی شده اینقدر دایی سلامت عزیز عصبانی شدند ؟ این خواهرزاده س کیه از دست شما ناراحته ؟ چه خبره اینورا روز تولدی ؟
اوخ راستی سلام علیکم عمه آبی ها ! خوبین شما ؟ بازم تولدتون مبارک .
پاسخ:
سلام برادرزاده ی آبی تر ممنونم.خسته نباشی ازاین همه مهر که به عمه داشتی .

شش بار عصبانی ،یعنی خیلی ...

نمی دونم کیه ؟!
امتیاز: 0 0
تنفس
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 23:18
سلام طهورا جان .
شبت بخیر . خوبی انشاله؟
پاسخ:
سلام برادرزاده عزیز
صبح بخیر .الحمدلله ...
امتیاز: 0 0
منیژه
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 09:23
سلام بر عمه ی خوبی ها...
اول از همه ممنون از خداوند خوبی ها و بعد از مهربان مادرت که تو رو به ما و این دنیای هدیه دادند...دووووست دارم طهورای عزیز...خوشحالم که هستی...
پاسخ:
سلام بر دختر پاییز منیژه جان
ممنونم مهربون .
خوشحالم از بودن کنار شماها...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد