X
تبلیغات
رایتل
جمعه 22 آذر 1392
توسط: طهورا

قلب این بنده ی تو




قلبت وسیع...
   چشمانت نجیب...
         نگاهت پر ازحرف... 
                    زبانت گویا...
                         دلت دریا...
                             رنگت سرخ...
                                  شنیدنت سکوت...خلوت
امّا من تو را می شنوم...
                 تورا می نگرم...
                             راه تورا...    
                              حرف تورا...
                                 صدای تو را...
                                 اشک و لبخند تورا...

آخر یک روز تو یا روزهای تو چگونه در مستندی بگنجد؟!

...امّا دیدنی بود...وقتی که پلّه پلّه رکاب تو ...با دست دوستان تو...
                                                                بالا برده می شد...
راستی برادرم پلّه ها را می شمردی؟! یا نگاه مشتاق دوستدارانت را؟!
ومن خواهر مجازی تو...در آن لحظه هزار مستند پرواز ...در خیال خود ...بافتم ...
...تا تو به آن بالا برسی ...تا تو از آن بالا برگردی...
بال هایت کو؟!پنهانشان می کنی تا با ما هم رکاب شوی؟!!
...و تو آن لحظه لب به شوخی باز کردی ...وبرای لبخند دوستانت...
زبانم لال...نوای لا اله الا الله می خواندی ...
یادم رفت بگویم :مستندت زیرنویس می شد تا تو بخوانی آنچه گفته بودی...
امّا...صدای چهچه پرندگان سرایت ...در آن روزمرّه های تو ...زیر نویس نشد...
صدایشان شنیدنی بود...برادرم.
 
نظرات (16)
زهرا
جمعه 22 آذر 1392 ساعت 23:38
سلام عمه طهورای عزیز
امشب همش با خودم زمزمه میکنم نام فرزندانتون رو تا مبادا یادم بره
حالا هم با این پست عمو سلامت بزرگوار رو در خاطرم موندنی کردین
هرچند خودشون خیلی وقت پیش این سفر رو با دلشون رفتند
اگه شد فردا باز سر میزنم
ولی اگه نیومدم خداحافظ
پاسخ:
سلام زهرا جان ...سفر به سلامت ...ممنونم ممنون ...دل من هم داره با شما میاد
چه خوب که همه رو یاد کنید.
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
جمعه 22 آذر 1392 ساعت 23:43
سلام ابجی این نشان ایثار مروت تو وافای حمیدم و میدونم این شعر حمیدم اگرقصدتفرقه واختلاف داشتم نامردم این شعر حزینه اور ازهرکس باش خیلی زیباااااوحزینه اورد بود واشک جمع شد ابجی خدا یشما واقای حمید وبچه ها معصوم تو مجبی وفاطمه بسلامتی کامل وصبر واستقامت وطول عمر زیادعطا/ بفرما امین یارب العالمین/دیگر زیان قاصر و بلد نیستم جواب محبت تو وح.. بدهم/ومن الله التوفیق
پاسخ:
سلام داداش شعر نیست که ...یه چند تا حرف و کلمه ست که از دل براومده ...از خواهرتون .
خب آقای خونه رو بعد از مراسم شما ...بردم نمایشگاه نقاشی خط ...اومدن خونه ...سر شب خواب هفت پادشاه رو دیدند و خوابیدند
بازم ممنونم.قابل نداشت

ممنونم از دعای خیر
امتیاز: 0 0
مریم
جمعه 22 آذر 1392 ساعت 23:57
اومدم بگم پست جدید بذارین عمه جانم
اما وقتی خواندم سطر به سطر و واژه به واژه
دل در سینه تقلا کرد به سلام
السلام ای نازِ نازان
یه دستمال بدین من این اشکامو پاک کنم
همه جا تار شد
پاسخ:
دستمالمون تموم شد ...بذار اشکای شوقت بریزه تو وبلاگم ...
اما پیش داداش که باشی با لطیفه های قشنگشون همش می خندوننتون ها...

تار ؟!
امتیاز: 0 0
مریم
شنبه 23 آذر 1392 ساعت 00:18
امّا من تو را می شنوم...
تورا می نگرم...
راه تورا...
حرف تورا...
صدای تو را...
اشک و لبخند تورا...

خوشا به سعادتتون عمه!!!!
کاش من هم چنین لیاقتی داشتم
پاسخ:
از این که رفتم سینما
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
شنبه 23 آذر 1392 ساعت 01:36

بزرگی تو در این مختصر نمی گنجد ...
صعود روح تو در بال و پر نمی گنجد ...

وفا و همت و ایثارت ای بهار سخا ...
به هیچ دفتر و شعر و اثر نمی گنجد ...

مگو به وسعت دردت شبی بیندیشم ...
به حجم طاقت من این قدر نمی گنجد ...

چگونه وصف تو گویم در این کلام حقیر ...
که وصف عشق به گفتار در نمی گنجد ...

زلال عشقی و ایمان محض، متن یقین ...
حقیقت تو در این مختصر نمی گنجد ...
پاسخ:
خب این شعرو اگه زودتر داشتم ...دیگه مزاحم حرف و واژه ها نمی شدم ...همینو براتون می نوشتم ...

چقدر این شعر بهتون میاد
امتیاز: 0 0
تنفس
شنبه 23 آذر 1392 ساعت 10:12
قلبی وسیع به وسعت همه مهربانی ها .
و دلی پاک به پاکی همه پاکی ها .
و اخلاقی نیکو و روحی زلال به زلالی همه آبها .
عمو سلامت الهی همیشه تندرست و شاداب باشی .

سلام عمه ممنون از نوشته تون
پاسخ:
شما از من زیباتر وصف کردید ...مهربانی را...

قابل توجه داداش !

سلام برادرزاده .خب خیلی حرف داشتم ولی اگه می نوشتم خسته میشدین ...بقیشو برای خودم نوشتم
امتیاز: 1 0
مریم
شنبه 23 آذر 1392 ساعت 11:37
مگو به وسعت دردت شبی بیندیشم ...
به حجم طاقت من این قدر نمی گنجد ...
عجب نقاش ماهری هستن عمو سلامت... درد و رنج رو چقدر زیبا می کشن
بخدا که حتی یه شب هم نمیتونیم جای این بزرگواران باشیم و درد رو تحمل کنیم
کاش لایق دیدار باشم

میگم عمه شما که عمه این (دستتون رو می بوسم) و داداش شما میشه عموی من... ایرادی نداره ایشون رو عمو صدا کنم؟؟؟
پاسخ:
البته نقاش ماهری هم هستند ...نقاشی هاشون دیدنیه .

خب چه فرقی می کنه ...دایی یا عمو ...مهم عرض ارادتِ دیگه!
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت 00:47
سلام مهربان

آموختم برای بزرگ بودن باید درد را زمینگیر کرد...
شهید زنده باشی بعد لبخندت سرخ شور بیافریند
جز این انتظاری نیست
مردان خون وچفیه همینند آشنا با پرواز و شیدایی

هویت معنوی هر کشور بزرگان آن جامعه هستند و عزیز دلمان سند زنده هویت ماست و سرمان را بالا میگیریم که پشتمان به ایشان گرم است
پاسخ:
سلام آشنای مهربانتر

مستند حقیقت همین بود که گفتید...تمامش پرواز بود و شیدایی .
جای شما خالی بود .
راستی طرفدار قرمزید یا آبی؟
امتیاز: 0 0
فریناز
یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت 10:05
سلام عمه خانم

چه قلمی داشتین و دریغ می کردین از خودتون و ما بانو

نمی شناسمشون، ولی به این قلم احسنت باید گفت
پاسخ:
سلام فریناز جان

ایشون جانباز قطع نخاع جنگ تحمیلی هستند که بعدا در بمب گذاری نماز جمعه تهران از ناحیه گوش هم ناشنوا شده اند...
بسیار باصفا و صبوراند،نقاش زبر دستی هستند و در اولین برخوردی که داشته باشی باهاشون به روحیه شاد و با صفاشون پی می بری ...یادم رفت بگم که بسیار پرسپولیسی هستند ...بسیار.
در زمین چمن آزادی کنار چمن در بازی تیمشون همیشه حضور دارند...با تابلویی از عکس شهیدان ...حاج همت ...حاج احمد متوسلیان و ...البته تابلو هاشون دو طرفه ست ...یه طرفش آرم تیمشونه ...
به وبلاگشون سر بزنید خب. اونجا همه چی معلومه

کدوم قلم ؟
امتیاز: 0 0
مهرداد
یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت 22:47
وقتی حرف پرواز به میون بیاد پرندگانی بالاشونو تکون میدن که آسمون از شرم ،گسترشو در مقابل بزرگی اونا پنهون میکنه ! نیست اونا قایده پرواز رو از پیام آور معراج آموختن و رسم بلند پروازی در آسمون فتوت را سالار کربلا پس احساس شرم آسمون بی دلیل نیست باید خیلی وسیع تر از این حرفا باشه تا فقط رد ِ پرواز اونا رو در اولین قدم در راه خدا رصد کنه .
خداوند حفظ کنه ایشون رو برای ما
سلام
پاسخ:
سلام کهکشون ...راه آسمون...ردّ پرواز ...رصد خدا.چه زیبا وصف کرده اید بال گشودن را...
ممنونم
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 13:35
منم عاشق پرسپولیسم عمه خوبی ها...
پاسخ:
قابل توجه صاحب این پست!...

ایشون طرفداراشونو خیلی دوست دارند
امتیاز: 0 0
سهبا
دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 21:10
چند بار خوندم و نشد که بغضتون نشینه تو دلم ! بالهاتو پنهان می کنی که با ما هم رکاب بشی ؟
اگه نمی شناختم دایی سلامتم رو هم داغون میشدم با این کلمات , حالا که سعادت دیدارشان برایم میسر شده و تا حدی که روح کوچکم اجازه می دهد با بزرگی روحشان آشنایم ...
نمیدانید چقدر حسرت خوردم به بودن در کنارتان, در آن جمعه سرد ...
سلام عمه جانم . باز هم مثل همیشه ممنونم که هستید آبی ترین حضور همیشه دلم .
پاسخ:
جمعه شب ...حال عجیبی داشتم ...با اینکه خوشحال بودم از دیدار ایشون و اجابت کردن امرشون برای دیدن فیلم و دیدن اون همه جوون که مشتاقانه عمو عمو می گفتن و مثل پروانه دور ایشون می گشتن ...امّا این بغض سنگین ...وادارم کرد این کلماتو کنار هم بنویسم ...

سلام سهبا جانم .
امتیاز: 1 0
تنفس
سه‌شنبه 26 آذر 1392 ساعت 13:46
سلام عمه . روزتون بخیر

خدا وکیلی دیدن این عزیزان بغض داره یا ما بغض داریم ؟!
به قول فامیل دور "من دیگه حرفی ندارم"
پاسخ:
سلام نفس خانوم .
خب دیدن جانبازایی که عاشق بودن و الانم سر عشقشون جون میدن یه الگوی زنده از اونایی که پشت سر رهبرشون پرواز کردند اونایی که شما ازشون می نویسید اون شهدا ...آخر همه وصیت نامه هاشون چی نوشته؟...پیرو ولایت فقیه باشید ...

فامیل دورو خوب اومدی ...عین همون بغض
امتیاز: 1 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
سه‌شنبه 26 آذر 1392 ساعت 23:53


شهدا دعا داشتند

ادعا نداشتند

نیایش داشتند

نمایش نداشتند

حیا داشتند

ریا نداشتند

سلام ابجی دیدی داداش بدبخت خالی بنداست

من چه ادعائی داشتم که شما ودوستانت ...

در وصف من گفتی که من نیستم/

اما ابجی
...
من باید بروم جهنم مگه نه؟

وصف فقط شهدا معزز وخانواده محترم صبوراینهاااااااا

اسلام وکشور نجات دادند..هنوز تاریخ چیزی نگفتن؟

مردجنگم امااشکم جمع شدبیادرفقااااااا شهدامعزز

یکی یکی جلو چشم پرپر شدند.

انالله واتا الیه راجعون......

وسیعلوا الذین ظلمو ای منقلب ینقلیون

والعاقبت للمتقین..............

پاسخ:
سلام داداش

شما یک زبان رسا دارید ...در دفاع از انقلاب ...یادتان که هست ...همیشه می گویید : جانم فدای رهبر

خب شما هم شهیدید دیگه خودتون نمی دونید
امتیاز: 1 0
دانیال
چهارشنبه 27 آذر 1392 ساعت 08:01
چشمانم به چشمانت غبطه ور و دلم در نگاهت غوطه ور
خدای یوسف قلم زیبایتان را نگه دارد
پاسخ:
دفتر دلم که باز می شود ... صورت ماه...طالع است...
گلوی قلم بریده شد ...تا توانست ...اشک را بنویسد...شکسته نوشته ام ...راز دلش را...


رخ نمودی ...یوسف پیاده شد
امتیاز: 1 0
ر
پنج‌شنبه 28 آذر 1392 ساعت 18:34
انشاالله خداوند سلامتشون بداره
نفسهاشون مناجاته
پاسخ:
همینطوره ...ان شا اءلله

ممنون از دعای خیرتون
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد