X
تبلیغات
رایتل
جمعه 2 اسفند 1392
توسط: طهورا

باران آلاء تو


بارش باران رحمتت بر من شدیدتر شده ...

                                       من چتر ندارم...

                                                     از شرمندگی خیسِ خیس شده ام!!


"تا صبح دم به یاد تو شب را قدم زدم

آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم


با آسمان مفاخره  کردیم  تا سحر

اواز ستاره دم زد و من از تو دم زدم


او با شهاب برشب تب کرده خط کشید

من برق چشم  ملتهبت را رقم زدم


با وامی از نگاه تو خورشیدهای شب

نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم


هر نامه رابه نام وبه عنوان هرکه بود

تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم"

نظرات (10)
جوجه اردک زشت
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 00:27
ببار باران و
بشویی غباری که برچهره روزگار پیداست
از این غبار خواهیم مرد
وقت تنگ است
صدای اذان می آید

تا باد چنین بادا...باران رحمتش هرچه شدیدتر مجنون مست تر...
مستی تان در باران مهربانی اش مسری باد

سلام مهربان عمه بارانی
پاسخ:
وصف باران از زبان شما شنیدنی تر است ...

مسری ست ...از دلها بپرسید.

سلام برادرزاده
امتیاز: 0 0
محمد
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 10:29
سلام خواهر:

...با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
...او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم

او از شمار ستاره های شبش، ناتوان
من با شمار برگهای صفایت،ورق زدم

.........ببخشید همینجوری خواستم چیزی بگم !!!!
پاسخ:
سلام

ممنون
امتیاز: 0 0
فریناز
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 12:24
شما رو که می خونم عمه جون یاد روزایی میوفتم که عشق و امید توی تموم سختی نوشتامم موج میزد...
شاید دو یا سه سال پیش


تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم...


کاش منم برمی گشتم به این نوشته های پر امید...
پاسخ:
قلم فقط حق دارد از شوق بنویسد...موّاج کن دلت را ...بسوی دوست.
حمله شیطان از چهار سوی آدمی ست .

پرواز لازم است...بپر
امتیاز: 0 0
سرخ تر
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 20:21
سلام
عجیب بر دلم نشست
سپاسگزارم
پاسخ:
آیه هایش را که می خوانیم ، ملائکه پایین می آیند...

سلام و درود
ممنونم
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 21:23
وقتی دلم برایت تنگ می شود
در آیینه تو را جستجو می کنم ؛
ودر وجود خودم تورا زیباتر می بینم
اگر روزی توهم دلت برایم تنگ شد به ابر
کبودی که از بالای سر یک نیلوفر
تنها می گذرد لبخند بزن
من آمده ام حاجی چون همت دوستت دارم دارم باشما حرف میزنم دوستانت بد برداشت نکنند هااااااا من عاشق شهید همت روحی له الفداء
پاسخ:
گفتگوی شما با شهید همت

سلام ما را هم برسونید .
امتیاز: 0 0
تنفس
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 22:25
سلام عمه جان
خدا کند همیشه باران رحمتش ببارد و پاک کند همه سیاهی هایمان را ، البته خودم را می گویم ...
عذر تاخیرم را ببخشاید .
راستی عمه خوب شعر میگید ها . بعد بگویید کمال هم نشینِ شاعر جناب ع در شما اثر نکرده !!!
پاسخ:
سلام برادرزاده خانوم

شما که نور و رحمت را با هم دارید

به دنبال ردّپای کدام پرواز بودید...ما را نیز شریک کنید.

شعر که برای من نیست !!
امتیاز: 0 0
تنفس
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 22:46
شعر از کیه عمه ؟!
پاسخ:
"حسین منزوی"
امتیاز: 0 0
سهبا
شنبه 3 اسفند 1392 ساعت 23:16
او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید...

سلام عمه . کاش زیر آسمانی بودم که شمایید ... دلم باران می خواهد ...
پاسخ:
آره این مصرع خیلی زیباست ...
اونوقت مثل من خیسِ خیس میشا ...

سلام سهبا جان
امتیاز: 0 0
مریم
یکشنبه 4 اسفند 1392 ساعت 11:16
من آسمان نمیخواهم
باران هم بماند برای اهل دلش
من نفس نمیخواهم
هوا هم بماند برای نفس در سینه حبس شده ها
من باران عشق میخواهم و دعا
هر نامه رابه نام وبه عنوان هرکه بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم"
تنها به شوق تو قلم زدم...
تنها به شوق تو
شوق تو
تو!!!
ضمیر مخاطب خاص
سلام عمه جانم
چقدر دلتنگتان بودم مهربان
پاسخ:
زیبا شعر را شقه شقه کرده ای...عاشق شدی؟

ما هم...عروس خانوم

سلام مریمی
امتیاز: 0 0
زهرا
یکشنبه 4 اسفند 1392 ساعت 11:40
حال من , حال دل آدم و حواست ...نمیدانی تو
چیدن سیب, همان دغدغه ماست ..نمیدانی تو

من پی سیب دلت ,روی بهشت خط زده ام !
که بهشت با تو, همین جاست .....نمیدانی تو

حال من, حال پلنگی است که از دیدن ماه
دردلش ,یک سره غوغاست ..... .نمیدانی تو

حال من, حال دل دانه اسفندکه با سوختنش
ازسرت دور کند هر چه بلایاست ..نمیدانی تو

بس که هرلحظه , دل و عقل,سرت میجنگند
جگرم سوخته از آتش دعواست ,نمیدانی تو

مانده ام بین دل و عقل ,که حق بر که دهم ؟!
حرف از یک بام و دو هواست ...نمیدانی تو

حال من حال کسی هست که در بستر مرگ
نیمه ای مرده و هم زنده به دنیاست ,نمیدانی تو

گرچه از رنگ رخم ,راز درون گشته عیان
باز انکار من و هر دفعه حاشاست ,نمیدانی تو

عهدکردم که دگر نام تو از یاد برم ,هیچ نشد
بس که یادتومرا ,عین تسلاست ...نمیدانی تو

من نه ان کس که دلش, بر سر دستش باشد
عاشقی برتو فقط ,این همه زیباست ,نمیدانی تو

گرچه آواره شدم ,یوسف من , بی گنهی
همه تقصیر هوسهای زلیخاست ..نمیدانی تو

آسیه مهرابی
سلام عمه طهورای عزیز
پاسخ:
نیمه ای مرده و هم زنده به دنیاست ,نمیدانی تو


بس که یادتومرا ,عین تسلاست ...نمیدانی تو


خیلی زیباست ...نمیدانی تو

سلام زهراجانم
ممنون
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد