X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 22 مرداد 1393
توسط: طهورا

نشانی از تو


دمی با تو نشستم، شب...

                 منزلگاه ماه روشن بود...

                             حرف شد از رازهای سر به مُهر...م...ظ...س...غ...ا...

و من نام ساده ام را گم کردم!...

                                  

نوری در دل می تابد، هر صبح...

                                   به گمانم تویی...

                                                  نگاه تو...

حالم خوب است 

                 تماشا می کنم ...

                               دیگرهیچ واژه ای غریب نیست.                             

نظرات (9)
تنفس
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 21:25
سلام طهورا جان
پستتون پراز رمز و راز بود ... !
داره حسودیمون میشه به خلوتتون با خدا !

عکستان هم بسیار زیباست
پاسخ:
سلام برادرزاده جان

پرازحرف ...حرفهای ناگفته...

"جسور کس چو من و مهربان کسی چو تو نیست
که با همه بدی ام باز با تو گفتم راز"

آفرین به عکاسش
امتیاز: 0 0
زهرا
پنج‌شنبه 23 مرداد 1393 ساعت 05:52
خوش ل حالتون عمه جون
پاسخ:
" تو آن ربّی که با عبدت رفیقی
من آن خارم که با گل آشنایم"

سلام زهرا جون
امتیاز: 0 0
زهرا
پنج‌شنبه 23 مرداد 1393 ساعت 10:18
تنها که بوده ای
در آرزوی آنکه بیایی رفیق راه
چشمت به راه دوست
نذری برای عشق
وقتی که یافتی
غافل ز لحظه ی زیبای دوستی
بی درک رسم عشق ،
از بیم لحظه ی تلخ جدا شدن
در انتظار لحظه ی قهری که می رسد
نذری برای آمدن لحظه های شاد
وقتی که می رود
در حسرت و چرایی آن لحظه ها که رفت
در جستجوی خاطره ای در کنار او
نذری برای آنکه بگیرد سراغ تو
وانگه دوباره ، تو
تنهایی و سکوت
بی درک لحظه ها
در حسرت دقایق از دست رفته ات
آری ، دو باره نذر
نذری ،
برای آنکه ، بیابی دلیل نذر
کیوان شاهبداغی
راستی ببخشید من یه اشتباه تایپی توی کامنت قبل داشتم
پاسخ:
چه دلنشینِ این شعر...ممنونم

"هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز
تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز
به لطف و رحمت و عفو کرامتت نازم
که می کشی تو زعبد فراری خود ناز"
امتیاز: 0 0
سفیر
پنج‌شنبه 23 مرداد 1393 ساعت 13:16
که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

عمه !!!!
برای منم دعا کن خیلی خیلی دعا کن
پاسخ:
آقایِ بخشِ بی قراری های دل، سایه سر ،حضرت ابا عبدالله( روحی لک الفدا)
به جهت جاماندن یک فقره دل روبه روی ایوان طلای حرم تان و یک جفت چشم در حوالی حریم تان و یک هوا آشفتگی کنار بیرق و عَلم تان و یک
عمر تپش در کنار روضه هایتان...
درخواست دارم دعوت به آن وادی جنونمان کنید...

خوبه؟
امتیاز: 0 0
میم
جمعه 24 مرداد 1393 ساعت 14:09
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب...
پاسخ:
بمان تا اوج اجابت...
امتیاز: 0 0
سفیر
یکشنبه 26 مرداد 1393 ساعت 13:30
عمه . . .
چ روضه ای. . .
من دل نازکم به خدا
پاسخ:
آخی چه قدر اشک ...خو وبلاگم خیس شدکه
امتیاز: 0 0
مریم
یکشنبه 26 مرداد 1393 ساعت 20:57
تا وقتی نام زیبای تو میان فرهنگستان دلم جا خوش کرده باشد دیگر هیچ واژه ای غریب نیست
چه پست پُر رمز و رازی
سلام عمه جانم
پاسخ:
چه نام بزرگی ست ...نام "تو"

سلام مریمی
امتیاز: 0 0
جوجه اردک زشت
جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 15:19
نگاهش که لیز می خورد سمت پنجره شمعدانی شاعر می شود و سجاده دل دل می کند برای وقت جنون
نگاهش ماهی دم سال است که بیقراری حول حالنا می اندازد حتی در غروب کسل جمعه
حال خوب یعنی نور
حال خوب مسریست همه خوب می شوند از سنجاقک گرفته تا چکاوک پشت بیشه
حال خوب خوب است مث صدای اذان

سلام عمه بانوی نور و پنجره
پاسخ:
نگاهم در مدار نگاهش ...

چه عطری پیچیده در فضای پنجره امروز ...خوش آمدید

سلام برادرزاده شیرین بیان
این همه که نیستید،نمی گید عمه دلتنگتون میشه ؟
امتیاز: 0 0
گمنام عاشق همت پرسپولیسی
یکشنبه 2 شهریور 1393 ساعت 04:02
باسلام وادب
به شرط اینکه حقیر را دعا کنید
آدرس زیر را باز کنید و تمام زوایای حرم پیغمبر و مکه مکرمه رو بصورت سیصدوشصت درجه ببینید و زیارت کنید
التماس دعا مخصوص


http://www.360riyadh.com/new/madina/tour.html

http://www.360riyadh.com/360/pano/12/tour.html
التماس دعا
پاسخ:
من هر روز از این جهت شکرگزارم...

حاجت روا باشید .ممنون
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد